تبلیغات
دانایی - نقاشی کودکان
 
دانایی
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امیر مسعود قضایی
نظرسنجی
لطفا نظر بدهید








برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 1 اسفند 1393 :: نویسنده : امیر مسعود قضایی

کودک با تمام وجود و شخصیت ذهنی و عاطفی خود نقاشی می‌کند. این شخصیت در خط‌ها، در طرز استفاده از فضا، در فقدان بعضی از قسمت‌های نقاشی، در انتخاب رنگ‌ها، در خود موضوع- اگر به او تحمیل نشده باشد- نمایان می‌شود.

اگر زبان نقاشی‌های کودکان را بدانیم، متوجه می‌شویم که، در ورای شکل و ساخت نقاشی‌ها، چیزهایی از شخصیت کودک نهفته است. بعضی از موضوع‌های نقاشی برای تحلیل ساده‌تر از دیگران است، زیرا مدت‌های درازی است که روان‌شناسان آن‌ها را بررسی کرده‌اند.

درک و فهم نقاشی‌های کودک و چیزی که او می‌خواهد بیان کند، برای والدین و مربیان بسیار لازم است. در این قسمت، به تحلیل‌هایی که روان‌شناسان از نقاشی‌های کودکان با موضوع‌هایی چون آدمک، خانه، درخت، خورشید و ماه، حیوانات و خانواده کرده‌اند، اشاره می‌شود.

1- شکل آدم

هنگامی که کودک شکل آدمی را می‌کشد، قبل از هر چیز شکل خود و یا درکی را که از بدن و تمایلاتش دارد بیان می‌کند. در واقع، بین بعضی خطوط آدمک نقاشی شده و خصوصیات روانی و جسمی کودکی که آن را کشیده ارتباط های مشخصی وجود دارد. اگر اعضای آدمک، در مجموع، متناسب باشد، احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملاً سازگار باشد، اگر، برعکس، آدمک مثلاً در اندازه‌ای بسیار کوچک یا در گوشه‌ای از کاغذ کشیده شده باشد، به معنای این است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پایین‌تر می‌داند.

اگر این کم بها دادن به خود در چندین نقاشی کودک ادامه پیدا کرده باشد، نشان‌دهنده خجالتی بودن اوست که ممکن است تا حد تمایل به ناپدید شدن نیز پیش برود. در نقاشی، فقدان دست و بازو نیز علامت کم بها دادن به خود و احساس ناامنی است.

کودکانی که خود را بالاتر از بقیه می‌دانند، آدمک هایی با اندازه‌های بزرگ رسم می‌کنند. این نوع نقاشی مخصوص کودکانی است که اختلال عاطفی دارند یا به طور معمول کودکانی‌اند زودرنج و حساس که همیشه فکر می‌کنند به آن‌ها ظلم می‌شود. وجود این نوع آدمک های بزرگ در نقاشی کودکان آن‌ها را در قضاوت هایشان آشتی ناپذیر و سرسخت جلوه می‌دهد. بنابراین، شکل ساده آدمک خواه تنها و خواه در میان مجموعه‌ای از چیزهای دیگر باشد، بیان‌کننده مشخصات جالبی از شخصیت کودک است.

2- خانه

خانه نماد پناهگاه و هسته اصلی و گرمی خانوادگی است که ممکن است مورد علاقه یا تنفر کودک باشد. خانه‌هایی که کودکان ترسیم می‌کنند ممکن است دارای باغچه و گل و درهای بزرگ و پنجره و پرده‌های رنگین و دودکش بخاری باشد و اگر احساس کودک این است که در داخل این خانه زندگی سعادتمندی وجود دارد، خانه را دلباز نشان می‌دهد، برعکس، ممکن است خانه بدون در ورودی و دلگیر که از بقیه خانه‌ها نیز جدا مانده است و با دیوارهای بلند به صورت تنها و منزوی عرضه شود نشان‌دهنده احساس کودک درباره روابط نامطلوب درون خانه است. در هر حال، کشیدن این نوع خانه‌ها در سنین مختلف کودک معانی گوناگونی پیدا می‌کند. در سنین 5 تا 8 سالگی نماینده خجالتی بودن کودک و وابستگی شدید او به مادر، بعد از 8 سالگی نماینده احساس خود کوچک بینی و تنهایی کودک و در نوجوانی، نشان‌دهنده شرم و حیای زیاده از حد و داشتن احساسات رقیق است.

هنگامی که پدر و مادر از هم جدا شده باشند، خانه به دو قسمت تقسیم می‌شود و اغلب دارای دو در ورودی است که یک قسمت از خانه نماد زندگی خانوادگی واقعی و دیگری نشانه زندگی تحمیل شده بر کودک است.

اگر خانه به جای آن به صورت عادی کشیده شود، به صورت مجلل و قصر مانند نشان داده شود، در واقع به منزله پناهگاهی مطلوب است که، بدین ترتیب، شکل و رنگ جذابی خواهد داشت، برعکس، اگر به صورت زندان کشیده شود نماد فشار خانواده‌ای ناسازگار و از هم پاشیده است؛ در این صورت، حالتی شوم و در حال فرو ریختن دارد.

3- درخت

کوش و استورا از درخت برای شناخت شخصیت کودک استفاده کرده‌اند. برای تحلیل نقاشی درخت، باید سه قسمت آن را مشخص کرد که عبارتند از ریشه، تنه، شاخه‌ها و برگ ها. ریشه که در زمین فرو رفته و درخت را تغذیه‌ می‌کند، نماد ناخودآگاه تمایلات درونی است. تنه بیانگر مشخصات دائمی و عمیق پایدار شخصیت است. شاخه‌ها و برگ ها بیانگر راه‌های ارتباطی کودک با دنیای خارج است.

تنه درخت ممکن است کوتاه یا بلند کشیده شود. بچه‌ها، در سنین پیش دبستانی، تنه درخت را بلند ترسیم می‌کنند. ولی، بعد از این سن، بلند بودن درخت اغلب نشان‌دهنده عقب افتادگی فکری یا بیماری عصبی و یا آرزوی بازگشت به دنیای دوران کودکی و قبل از مدرسه است. تنه درخت اگر کوتاه کشیده شود، نشانگر جاه‌طلبی و بلندپروازی کودک است. تنه درخت ممکن است مستقیم و صاف یا کج کشیده شود که در حالت دوم نشانگر بی ثباتی کودک است.

شکل شاخه‌ها و برگ ها نیز دارای معانی مختلفی است. درختی که دارای برگ های زیاد و درهم باشد، با درختی که شاخه‌های مختلف آن هر کدام به سویی کشیده شده‌اند، از لحاظ معنی تفاوت دارند. حالت اول، بیانگر شخصیت در خود فرو رفته کودکی است که آمادگی تغییر و تحول ندارد، ولی حالت دوم، که در آن درخت شاخه‌های فراوانی دارد، نمایانگر حساسیت شدید کودکی است که مسائل را به سادگی می فهمد و قادر به ارتباط با دیگران است و در عین حال به راحتی می‌تواند خود را با محیط سازگار سازد.

4- خورشید و ماه

تصویر خورشید بیانگر امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به نظر برخی پژوهندگان نماد پدر مطلوب است. وقتی رابطه کودک و پدر خوب است، همیشه خورشید در نقاشی‌های کودک به طور کامل در حال درخشیدن نمایش داده می‌شود و هنگامی که این ارتباط مطلوب نیست خورشید در پشت کوه ناپدید است. اگر کودک از پدرش بترسد، خورشید به رنگ قرمز تند یا سیاه، که مضطرب کننده است، کشیده می‌شود. با وجود این، نحوه نمایش خورشید، مانند سایر موضوع‌های نقاشی، ممکن است به حال و حوصله لحظه‌ای کودک و نه به تفاهم یا عدم تفاهم بین کودک و پدر بستگی داشته باشد. بنابراین، قبل از هر قضاوت و تعبیری در این مورد، بهتر است چندین نقاشی کودک بررسی شود تا دریابیم که آیا این پدیده مرتب تکرار می‌شود یا نه، و آن گاه به تحلیل آن بپردازیم.

بنا به نظر اوبن، ماه اغلب نشان‌دهنده نیستی است، زیرا زمانی که خورشید، یعنی نماد زندگی، ناپدید می‌شود، ظهور می‌کند. به همین دلیل، بسیاری از کودکان آن را در نقاشی‌هایی که از قبر و قبرستان می‌کشند، به کار می‌گیرند.

5- حیوانات

اگر وجود حیوان در نقاشی کودک اهمیت خاصی کسب کند، ممکن است به دلیل وفور حیوان در دور و بر او و یا به دلیل احساس گناه و تقصیری باشد که کودک در موقعیت‌های خاص حس کرده و چون جرئت آن را ندارد که گناه خود را ترسیم کند، ترجیح می‌دهد احساسات و عادات و تمایلات خود را در قالب حیوانی نشان بدهد و آن حیوان را وادار به حرکت و رفتاری کند که خود شجاعت و قدرت ابراز آن را ندارد.

اصولاً گرایش‌های پرخاشگرانه، غالباً، به سوی شخص یا شیء دیگری معطوف می‌شود و کودک نیز همیشه راهی پیدا می‌کند تا نقش‌های بد را به دیگران منتقل کند. در دوران کودکی این جابه‌جایی پرخاشگرانه غالباً در مورد یک حیوان درنده انجام می‌گیرد که نماد فشارهای درونی و مخفی کودک است. به طور مثال، کودکی که ناخودآگاهانه به برادر کوچکش که تازه به دنیا آمده کم یا بیش احساس کینه و حسادت می‌کند، گرگی می‌کشد که برادر نوزاد وی را در تختخوابش تهدید می‌کند. در حالی که پدر و مادر برای کشتن گرگ درنده به طرف تختخواب نوزاد می‌روند. گاهی اوقات نیز، مانند کابوس ها، حیوان درنده در مقابل کودک قرار می‌گیرد.

نقاشی خانواده

برخلاف تصور همگانی، معمولاً، شیوه‌های تربیتی و پرورشی و محبت کردن پدر و مادرها در مورد کودکان خود که در همان خانواده به دنیا آمده و بزرگ شده‌اند، گوناگون است. پدر و مادرها این موضوع را انکار می‌کنند و اطمینان می‌دهند که هیچ فرقی میان فرزندانشان نمی‌گذارند. ترجیح دادن یک فرزند به دیگری انگیزه‌ای کم و بیش، ناآگاهانه دارد و حتی اگر موضوع را به کناری بگذاریم، اختلاف در طرز رفتار با کودکان تقریباً هرگز به اندیشه و میل یا کم و بیش به تعلق خاطر داشتن پدر و مادر بستگی ندارد. بلکه به عوامل عینی دیگری مانند ترتیب تولد، جنسیت کودک و بسیاری عوامل احتمالی دیگر بستگی دارد.

بنابراین، دانستن اینکه کودک چگونه در هسته خانوادگی قرار گرفته یا ارتباط او با والدین و خواهر و برادرهایش بر چه منوال است بسیار اهمیت دارد. از طرف دیگر، یک قسمت مهم از مشکلاتی که همه روزه معلمان و روان‌شناسان در زمینه آموزش و تربیت کودک باید حل کنند، ناشی از مشکلات سازگاری یا ناسازگاری کودک با محیط خانواده است.

به نظر مینکووسکا، هنگامی که کودک افراد خانواده اش را در نقاشی نشان می‌دهد، خود را کمتر مهار می‌کند و با آزادی تمام ترس ها، تمایلات، احساسات، جاذبه‌ها و تردیدهایش را بیان می‌کند.

به نظر کورمن، می‌توان از کودک خواست که تصویر خانواده‌ای جز خانواده خودش را نقاشی کند. بدین ترتیب، توجه کودک از خانواده خود دور می‌شود و با راحتی بیشتری گرایش‌های درونی و شخصی خود را بروز می‌دهد، ولی در هر حال تصویری که او می‌کشد مربوط به خانواده خودش خواهد بود. زیرا، به نظر او، خانواده اش تنها خانواده‌ای است که می‌شناسد و در آن زندگی کرده است.

برای تحلیل نقاشی کودک از خانواده، باید هر دو قسمت چارچوب و محتوای نقاشی را در نظر گرفت. قسمت اول، یعنی خطوط و فضا و رنگ که در تمام نقاشی‌ها وجود دارد، نماینده ویژگی‌های کلی شخصیتی کودک است و قسمت دوم که اهمیت بیشتری دارد، محتوای نقاشی است.

1- فاصله بین اشخاص نقاشی

اعضای یک خانواده هماهنگ، در نقاشی کودکان، همیشه با هم و دست در دست هم نشان داده می‌شود. نزدیک شدن دو یا چندین شخصیت در نقاشی، نشان‌دهنده انس و الفت واقعی آن‌ها یا تمایل کودک به آن هاست. کودک خودش را نزدیک شخصی نقاشی می‌کند که حس کند در کنارش راحت است یا او را بیشتر از همه دوست دارد. ولی اگر کودکی فکر کند که مثلاً خواهرش بیشتر از او مورد توجه پدر و مادر است، در نقاشی خود خواهرش را بین پدر و مادر و خود را دورتر از آن‌ها در کنار کاغذ قرار می‌دهد.

وقتی که کودکی حس کند کاملاً از دیگر اعضای خانواده جداست یا در صورتی که بدان ها احساس خاصی نداشته باشد، در نقاشی هایش خود و دیگران را به شکل‌های گوناگون از هم جدا می‌سازد.

2- برجسته نمودن اشخاص

در بیشتر نقاشی‌هایی که کودکان از خانواده ترسیم می‌کنند، همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشتر بار احساسی خود را، چه به صورت عشق و ستایش، و چه به صورت ترس و دلهره، بر او مستقر می‌کند. این شخصیت اصلی یا برجسته غالباً قبل از دیگران کشیده می‌شود. زیرا اولین کسی است که کودک به او فکر می‌کند و توجهش به او جلب می‌شود. این شخص گاهی در مرکز کاغذ ترسیم می‌شود و نگاه های دیگر اشخاص به طرف او بر می‌گردد و گاهی هم اولین شخص از طرف چپ کاغذ است.

این شخصیت اصلی، همیشه در اندازه‌ای بزرگ‌تر از دیگران کشیده می‌شود. زیرا او مهم‌تر از دیگران است و بیش از هر کس دیگری در زندگی کودک، فضای روانی او را اشغال کرده است و به همین علت است که در نقاشی او این فضا به صورت بزرگ‌تری نشان داده می‌شود. او در کشیدن اجزای منسوب به این شخصیت دقت فراوانی به کار می‌برد. لوازمی مثل عصا، پیپ و کیف و گردنبند او را هم می‌کشد.

3- بی ارزش کردن اشخاص

وقتی کودک در نقاشی خود یکی از اعضای خانواده را ترسیم نمی‌کند، می‌توان نتیجه گرفت که کودک آگاهانه و یا ناآگاهانه آرزوی نبودن آن شخص را دارد. این پدیده بیشتر در مورد خواهران و برادران روی می‌دهد که بیشتر بچه‌ها به آن‌ها کینه و حسادت می ورزند. گاهی دیده می‌شود که کودک خودش در نقاشی حضور ندارد. دلیلش این است که کودک احتمالاً در خانه و میان خانواده احساس راحتی نمی‌کند و خواستار تغییر جنسیت یا سن خود و یا چیزهای دیگر است. شخصی که برای کودک ارزش ندارد، همیشه در آخرین لحظه و با کمترین جزئیات و کوچک‌تر از همه و خارج از گروه خانواده، کشیده می‌شود.

کمبود محبت

هنگامی که کودک نمی‌تواند رابطه عاطفی ارضاکننده‌ای با پدر و مادر خود پیدا کند، این کمبود را به طرق مختلفی ظاهر می‌سازد. یکی از طرق آن، شامل نشان دادن اعضای خانواده در حال غذا خوردن است که بیانگر احتیاج به ارضای تمایلات کودک است، مانند نوازد، که غذا و غذا خوردن برای او از نظر روان‌شناختی  معنی جست‌وجوی محبت و عاطفه را دارد. کمبود محبت ممکن است به وسیله سایه زدن افراطی در نقاشی‌ها و یا به‌کارگیری زیاده از حد رنگ تیره نیز نشان داده شود.

نقاشی کودکان عقب مانده ذهنی

مسائل و مشکلاتی که این کودکان برای برقراری ارتباط با دیگران دارند، در نقاشی هایشان نمایان است. از آنجا که پرورش فکری این کودکان به آرامی صورت می‌گیرد، نقاشی‌های آن‌ها نیز مدت درازای دارای موضوع و خصوصیات خود به خودی و عجولانه ای است که مخصوص کودکان خردسال است. بدین معنی که با شکل‌ها و نمادهای ساده و بدون سانسور بیشتر انس دارند و مشکلات خود را با همین شکل‌ها بیان می‌کنند. بدین ترتیب، بررسی نقاشی‌های این نوع کودکان مستلزم تحلیل دراز مدت محیط عاطفی آن‌هاست.

نقاشی کودکان منزوی و در خود فرو رفته

کودک در خود فرورفته کودکی است که موفق به برقراری ارتباط با دیگران نمی‌شود. چنین کودکی علاقه‌ای به آدم‌ها و حوادثی که در اطرافش می‌گذرد ندارد و در دنیای خودش، آنجا که هیچ کس نمی‌تواند به هیچ شکلی چه با گول زدن، چه با محروم کردن و چه با اذیت و آزار بدان دسترسی پیدا کند، غرق می‌شود. کودکان عادی خیلی ساده ممکن است در دنیای پرشکوه و سحرآمیز تخیلات فرو بروند و به سادگی هم از آن خارج شوند. برعکس، کودکان آشفته نمی‌توانند از دنیای تخیلات خود به آسانی خارج شوند و به دنیای عادی خود بازگردند.

در نقاشی‌های این نوع کودکان، وقتی تصویر انسان نشان داده می‌شود، همیشه در اندازه‌های کوچک است و جزئیات اندام‌ها و صورت به ندرت نشان داده می‌شود. مثلاً، اگر برای آدمک‌هایی که کشیده چشم گذاشته باشد، چشمی است متفکر، با نگاهی به دوردست ها یا کاملاً خالی از نگاه. بنابراین، کودک در خود فرورفته، مردم و دنیای آن‌ها را از نظر دور می‌دارد و با استفاده از نمادها، توهمات دنیای درونش را برون می‌افکند.

برخی اوقات، این نوع کودکان در نقاشی هایشان پرخاشگری بیش از حد نشان می‌دهند. بررسی این نوع نقاشی‌ها نشان می‌دهد که پرخاشگری با کشیدن خطوط کوتاه و نوک تیز و با فشار زیاد مداد بر روی کاغذ، به حدی که ممکن است کاغذ را سوراخ کند، همراه است؛ به طوری که بیننده از صورت نقاشی و حرکات خشن آن تعجب می‌کند. در این نوع نقاشی، دهان پهن و بزرگ، دندان‌ها کاملاً نمایان، چانه چاق، گردن ضخیم، مشت ها گره کرده، ناخنها مشخص و شانه ها گسترده کشیده می‌شود. گاهی اوقات اشخاص نقاشی سلاح هایی هم در دست دارند.

نقاشی کودکان مضطرب

بعضی مواقع اضطراب در تظاهرات روانی، به نحوی مستقیم ظاهر می‌شود و در مواقع دیگر این حالت روانی به صورت ترس بیمار گونه یا به اشکال هیستریک ظاهر می‌شود که تا حدی به بیمار احساس امنیت و آرامش دست می‌دهد، در عوض، در روابط اجتماعی برای او مشکلات فراوانی به وجود می‌آورد.

هسته اصلی اضطراب ممکن است موجد نقاشی‌های مختلف و متضادی شود. در حقیقت، احساس ناامنی و تردید و وجود اضطراب و نگرانی ممکن است به نحوی پرخاشگرانه یا، برعکس، به صورت خویشتنداری جلوه‌گر شود. کودک مضطرب و خوددار در نقاشی هایش صورت‌های کوچک و گرد و متناسب، با خطوط نازک، ترسیم می‌کند و سایه‌های بسیار تیره یا بسیار روشن می‌زند. اگرچه رنگ سیاه نشان‌دهنده اضطراب است، ولی کودک خوددار از رنگ‌های دیگر نیز استفاده می‌کند تا در ورای این سبک تصنعی، که مخصوص چنین افرادی است، دلهره عمیق خود را پنهان کند.

کودک مضطرب پرخاشگر است. او پیوسته در حال جنبش و تصمیم‌گیری شتاب زده ای است که فوری هم از آن پشیمان می‌شود. در نقاشی‌های او، نمادهای قدرت و پرخاشگری فراوان دیده می‌شود. در نقاشی‌های این‌گونه کودکان مضطرب، بیشتر حیوانات وحشی، هیولا و صحنه‌های فاجعه انگیز دیده می‌شود.

کودکانی که دچار انواع ترس های بیمارگونه مثل ترس از تاریکی، ترس از آب، ترس از غذای فاسدند این قبیل عواطف خود را در نقاشی هایشان بارز می‌کنند. مثلاً، اگر کودکی پیوسته دچار این نوع وسوسه باشد که دستش کثیف است و مرتب آن را بشوید، وقتی تصویر خود را نقاشی می‌کند، خود را بی دست، یا با مشت های گره کرده و بی انگشت ترسیم می‌کند تا مبادا دست‌هایش کثیف بشود. این کودکان دارای روحیات منظم، دقیق، متناسب و تکراری اند و نقاشی‌های آن‌ها با شکل هایی که به طور متناسب تقسیم‌بندی شده، مشخص می‌شود.

کودکان هیستریک، که با علائم وابستگی به دیگران و احتیاجشان به مهر و محبت مشخص می‌شوند، چون نمی‌توانند شکستی را بپذیرند، دائم در جستجوی کمک از کسی اند که از آن‌ها قوی‌تر است یا دنبال کسی می‌گردند که آن‌ها را دلداری دهد. گاهی به عقب برمی‌گردند و رفتار کودکانه از خود بروز می‌دهند. نقاشی‌های کودکان هیستریک دارای پاره‌ای از خصلت های عمومی است. مثلاً، وقتی که تصویر آدمک تنها کشیده می‌شود و در مرکز کاغذ قرار می‌گیرد و دارای قد بلند است، سر آن تکامل یافته تر است و ممکن است به تنهایی تا یک سوم قد او باشد.

کودکان اصولاً جزئیات سر و صورت را بیش از قسمت‌های دیگر می‌کشند. هرچه کودک کوچک‌تر باشد، سر و صورت‌هایی بزرگ‌تر ترسیم می‌کند. بنا به نظر اوبن، کشیدن سر و صورت نمادی برای بی‌نظمی تخیلات و هرج و مرج فکری است. اشخاص هیستریک چون دارای جنبه‌های خودشیفتگی نیز هستند، آدمک های نقاشی آن‌ها غالباً موهای بلند و با جواهر تزیین شده و چشمانی با مژه های بلند و لباسی کمیاب دارند. تنه این آدمک ها کوچک و بازوان و پاهایشان چنان کوتاه کشیده می‌شود که حتی گاه به زحمت دیده می‌شود. بازوان، پاها و تمام بدن وسیله‌ای برای ارتباط با دنیای خارج است و وقتی در نقاشی‌ها کوچک کشیده می‌شوند، نشان‌دهنده مشکلاتی است که کودک هیستریک برای برقرار کردن ارتباط اجتماعی با آن روبه‌رو است. خانه‌هایی که این کودک می‌کشد، دارای باغچه های پر از گل، حوض و استخرهای پر از ماهی، پنجره‌های مشبک، درختان گوناگون، پرنده‌ها، پرچین و غیره است.

احساس تقصیر و افسردگی در نقاشی

وقتی کودک احساس تقصیر و گناه می‌کند، آن را در نقاشی هایش خواه به وسیله خطوط نامطمئن و بریده و خواه با محتوای راجع به موضوع‌های حزن انگیز، جدایی خواهانه و بدبینانه نشان می‌دهد.

در نقاشی خانه، داخل را با رنگ‌های تاریک و سرد نشان می‌دهد، در خارج خانه به ندرت در و پنجره‌ای دیده می‌شود و از دودکش ها هم دودی خارج نمی‌شود، به طوری که گویی خانه‌ای متروکه است و اثری از زندگی در آن به نظر نمی‌آید. در واقع امیال کودک سرکوب شده و از مبارزه برای زنده بودن دست کشیده است. آدمکی که چنین کودکی می‌کشد بسیار ضعیف است با سر و صورتی کوچک و بازوانی چسبیده به تنه. در نقاشی‌های او منظره‌ها غمگین، درختان بی برگ و آسمان دارای آب ری سیاه است که جلو خورشید را گرفته و گاه، حتی به صورتی که باران می بارد نشان داده می‌شود.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر