تبلیغات
دانایی - امام حسن چگونه به شهادت رسید
 
دانایی
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امیر مسعود قضایی
نظرسنجی
لطفا نظر بدهید








برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

قطب راوندی از حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت كرده است: «كه حضرت امام حسن ـ علیه السلام ـ به اهل‌بیت خویش می‌فرمود كه من با زهر شهید می‌شوم مانند رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پرسیدند: چه كسی این كار را خواهد كرد؟ فرمود: این كار را زن من خواهد كرد كه جعده باشد دختر اشعث بن قیس. معاویه به طور پنهانی زهری برای او خواهد فرستاد و امر خواهد كرد او را كه آن زهر را به من بخوراند. گفتند: او را از خانه‌ی خود بیرون كن و او را از خود دور گردان. فرمود: چگونه او را از خانه بیرون كنم، در حالی كه كاری نكرده است; اگر او را بیرون كنم، كسی به غیر او مرا نخواهد كشت و او را نزد مردم عذری خواهد بود، كه بی‌جرم و جنایت مرا اخراج كردند; پس از مدّتی معاویه مال بسیاری را با زهر كشنده ای برای جعده فرستاد و به او پیغام فرستاد كه اگر این زهر را به امام حسن ـ علیه السلام ـ بخورانی، من صد هزار درهم به تو می‌دهم و ترا به ازدواج پسر خود یزید در می‌آورم پس آن زن عزم را جزم نمود كه آن حضرت را مسموم نماید. روزی آن حضرت روزه بودند و روز بسیار گرمی بود و تشنگی بر آن جناب اثر كرده و در وقت افطار بسیار تشنه بود، آن زن شربت شیری را از برای آن حضرت آورد و آن زهر را داخل آن كرده بود و به آن حضرت داد، چون امام حسن ـ علیه السلام ـ بیاشامید و احساس سمّ نمود، كلمه‌ی استرجاع «انا لله و انا الیه راجعون» گفت و خداوند را حمد كرد كه از این جهان فانی به سوی جهان جاودانی رهسپار می‌شود و جدّ و پدر و مادر و عمّ خود جعفر و حمزه را دیدار می‌فرماید; پس روی به جعده كرد و فرمود: كُشتی مرا، خدا بكشد ترا، به خدا سوگند كه خَلَفی (جانشینی) بعد از من نخواهی یافت، آن شخص ترا فریب داده، خدا ترا و او را، به عذاب خود خوار فرماید. پس آن حضرت، دو روز در درد و اَلَم ماند و بعد از آن به جدّ بزرگوار و پدر عالی قدر خود ملحق گردید. معاویه از برای آن ملعونه وفا به عهدهای خود نكرد و به روایتی آن مالی كه وعده كرده بود، به او داد و لكن او را به ازدواج یزید در نیاورد و گفت كسی كه با حسن ـ علیه السلام ـ وفا نكرد، با یزید هم وفا نخواهد كرد».[1] شیخ مفید (ره) هم این مطالب را ذكر كرده و می‌افزاید: «پس مردی از خاندان طلحه جعده را گرفت و فرزندانی برای او آورد. هرگاه میان آن فرزندان و قبائل قریش نزاعی در می‌گرفت، قریش آنان را سرزنش می‌كردند و به آنان می‌گفتند: ای پسران زنی كه شوهرش را زهر می‌خوراند».[2]

در كتاب احتجاج روایت شده است: مردی به خدمت امام حسن ـ علیه السلام ـ رفت و گفت: یابن رسول الله ما را ذلیل كردی و ما شیعیان را غلامان بنی امیّه گردانیدی. حضرت فرمود: به چه سبب؟ گفت: به سبب آن كه خلافت را به معاویه سپردی. حضرت فرمود: به خدا سوگند كه یاوری نداشتم و اگر یاوری می‌یافتم شب و روز با او جنگ می‌كردم تا خدا میان من و او حكم كند. لكن شناختم اهل كوفه را و امتحان كردم ایشان را و دانستم كه ایشان به كار من نمی‌آیند. عهد و پیمان ایشان را وفایی نیست و بر گفتار و كردار ایشان اعتمادی نیست و... آن حضرت سخن می‌گفت، كه ناگهان خون از حلق مباركش فرو ریخت. طشتی طلب كرد و پیوسته خون از حلق شریفش می‌آمد تا آن كه آن طشت مملوّ از خون شد. راوی گفت: گفتم یابن رسول الله این چیست؟ فرمود: معاویه زهری فرستاده بود كه به من خوراندند، آن زهر به جگر من رسیده است و این خون‌ها كه در طشت می‌بینی، قطعه‌های جگر من است. گفتم، چرا مداوا نمی‌كنی. فرمود: دو مرتبه دیگر مرا زهر داده‌اند و مداوا شده‌ام، این مرتبه‌ی سوّم است و قابل معالجه و درمان نیست.[3]

معرفی منابع، جهت مطالعه بیشتر:

1ـ حسن كیست؟، فضل اله كمپانی.

2ـ منتهی الآمال، شیخ عباس قمی.

3ـ الارشاد، شیخ مفید، ترجمه رسولی محلاتی.[1] . قمی، شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، چاپ كتابفروشی علمیه اسلامیه تهران، 1371، هـ. ق، ج اول، ص 168. طبرسی، الاحتجاج، انتشارات اسوه، ج2، ص 73 و شیخ مفید، الأرشاد، با ترجمه‌ی سید هاشم رسولی محلاتی، انتشارات علمیه اسلامیه، ج 2، ص 12. شیخ عباس قمی، همان، ص 169. ج اول.

[2] . شیخ مفید، همان، ص 12، 13.

[3] . طبرسی، الاحتجاج، همان، ج2، ص72 و قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، همان، ج اول، ص 169.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 4 تیر 1396 11:09 ب.ظ
Hey there, You've done a fantastic job. I'll definitely digg it and in my view suggest to my friends.
I am confident they'll be benefited from this site.
سه شنبه 2 خرداد 1396 06:07 ق.ظ
I wanted to thank you for this great read!! I absolutely loved every little bit of it.
I have got you book marked to look at new stuff you post…
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر