تبلیغات
دانایی - امام زمان
 
دانایی
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امیر مسعود قضایی
نظرسنجی
لطفا نظر بدهید








برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 19 دی 1393 :: نویسنده : امیر مسعود قضایی

حضرت امام مهدی (عج) مصلح کل، دوازدهمین پیشوای شیعیان، یگانه فرزند حضرت امام حسن عسکری (ع) است که در روز پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری در شهر سامرا چشم به دیدار جهان گشود . آن حضرت در پنج سالگی به مقام امامت رسید . در میان امامان معصوم (ع) سه امام در خردسالی به امامت رسیدند: امام جواد (ع) در هفت سالگی، امام هادی (ع) در نه سالگی و حضرت مهدی (عج) در پنج سالگی .
از این رو، از همان عصر امامت امام رضا (ع) به بعد، این سؤال مطرح شد که با توجه به مقام بسیار ارجمند امامت، چگونه انسانی در خردسالی به امامت می رسد؟ چرا که دوران شکوفایی رشد و عقل در مردان، به طور معمول از پانزده سالگی شروع و در چهل سالگی به تکامل می رسد . و نظر به این که این مساله در مورد امامان (ع) نخستین بار در مورد حضرت جواد (ع) رخ داد، در آن عصر، از جنجالی ترین مسائل روز بود .
حضرت رضا (ع) قبل از امامت امام جواد (ع) به بیان پاسخ این سؤال می پرداختند، و با روشن گری و آگاهی بخشی، اذهان را روشن می ساختند .
گاهی این مساله به گونه های دیگر، در نزد بستگان امامان (ع) مطرح می شد، و آنها نیز به پاسخ آن می پرداختند; به عنوان نمونه محدث خبیر کلینی از محمد بن حسن بن عماد روایت می کند که گفت: من در حضور علی بن جعفر (عموی بزرگوار حضرت رضا (ع)) در مسجدالنبی نشسته بودم، دو سال بود که در مسجد رسول خدا (ص) به درس او می رفتم و از محضرش مستفیض می شدم، یک روز ناگاه دیدم حضرت جواد (ع) در خردسالی در مسجدالنبی (ص) به نزد علی بن جعفر (ع) آمد، علی بن جعفر (ع) تا آن حضرت را دید، شتابان برخاست و با پای برهنه و بدون ردا به سوی حضرت جواد (ع) رفت و دست او را بوسید و به او احترام شایان نمود، حضرت جواد (ع) به او فرمود: «ای عمو، بنشین خدا تو را رحمت کند» . علی بن جعفر گفت: ای آقای من چگونه بنشینم با این که تو ایستاده ای؟ هنگامی که علی بن جعفر به مجلس درس خود بازگشت، اصحاب و شاگردانش او را سرزنش کردند و به او گفتند: «تو عموی پدر حضرت جواد (ع) هستی، در عین حال با این سن و سال، این گونه در برابر حضرت جواد (ع) که خردسال است فروتنی می کنی و دستش را می بوسی و آن همه احترام شایان می نمایی؟» علی بن جعفر (ع) گفت: ساکت باشید . آن گاه محاسن خود را به دست گرفت و گفت:
«اذا کان الله عزوجل لم یؤهل هذا الشیبة و اهل هذا الفتی و وضعه حیث وضعه، انکر فضله، نعوذ بالله مما تقولون بل انا له عبد; اگر خداوند صاحب این ریش سفید را شایسته (امامت) ندانست، و این نوجوان را سزاوار دانست، و به او چنان مقامی داد، آیا من فضیلت او را انکار کنم؟ پناه به خدا از سخن ناروای شما . من غلام و برده او هستم و او مولای من است » .
بایسته است بدانیم جایگاه اعتقاد به امامت و ائمه معصومین علیهم السلام نزد شیعه بسیار والا و ارزشمند است به گونه ای که اعتقاد به امامت در نگاه ایشان در ردیف اعتقاد به خداوند و پیامبرصلی الله علیه وآله قلمداد شده است . از نگاه شیعه خداوند متعال مقام امامت و ولایت را به جهت قابلیتهای ذاتی به افرادی خاص عطا فرموده و تنها از طرف ذات اوست که امام بر جامعه نصب می گردد .
شیعه این اعتقاد راسخ را از آیات و روایات به دست آورده که برخی از موارد آنها بدین قرارند:
1 - امامت امری قراردادی و از طرف پروردگار متعال است .
عمرو بن اشعث گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود: «اترون الموصی منا یوصی الی من یرید؟ لا والله ولکن عهد من الله ورسوله صلی الله علیه وآله لرجل فرجل حتی ینتهی الامر الی صاحبه; (1)
شما گمان می کنید هر کس از ما امامان که وصیت می کند، به هر کس بخواهد وصیت می کند؟ ! نه به خدا، چنین نیست، بلکه امر امامت عهد و فرمانی است از جانب خدا و رسول صلی الله علیه وآله برای فردی پس از شخص دیگر (از خانواده ما) تا به صاحبش برسد .» 
2 - فرمان پذیری از امام همسان اطاعت از پروردگار و پیامبرصلی الله علیه وآله است . شیعه معتقد است که ائمه معصومین علیهم السلام تنها مصداق اولی الامر هستند و خداوند در قرآن فرمان به پیروی از ایشان داده است . آنجا که می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم » ; (2)
«ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا اطاعت کنید و از پیامبر و اولیای امر خود [نیز] اطاعت کنید .»یکی از مواردی که اطاعت و پیروی از امام در آن واجب است، مسئله جانشینی می باشد، به این معنا که وقتی امامی به عنوان پیشوای معصوم جانشین خود را معرفی کرد جای هیچگونه تردید باقی نخواهد ماند و بر دیگران واجب است امامت او را بپذیرند; اگر چه در سن و سال کودکی باشد .
3 - امامت عهدی است که هرگز به ستمگران نمی رسد .
خداوند متعال پس از آنکه ابراهیم علیه السلام را به مقام امامت بشارت داد، در جواب او که پرسید: آیا این شرافت نصیب ذریه ام نیز می گردد؟ فرمود: «ولا ینال عهدی الظالمین » ; (3)
«پیمان من به ظالمان نمی رسد .» 4 - امامت روح تمامی دستورات الهی، مکمل دین و متمم نعمتهای الهی است . خداوند متعال انجام امر خطیر رسالت را منوط به نصب جانشین دانسته و می فرماید: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالته » ; (4)
«ای پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده است را ابلاغ کن و اگر چنین نکنی پیامش را نرسانده ای .» این امر بسیار با عظمت همانا اعلام امامت و خلافت علی علیه السلام بود .
حال که چنین است، چگونه پرنده خیال ما بر بام بلند معرفت ایشان جای خواهد گرفت؟ جز اینکه انفاس قدسی خود آن انوار پاک دست ناز خویش دراز کرده، دست نیاز ما باز گیرند و چه جای این سؤال و خرده گیری که خداوند چگونه این مقام به کودکی ارزانی می دارد؟ نه تنها در بین ائمه چنین امری بی سابقه نبوده که در بین پیامبران الهی نیز دست قدرت الهی چنین امری را رقم زده است .
 

امامان جواد ، هادی و مهدی 
قبل از حضرت مهدی علیه السلام به دو امام (جوادعلیه السلام و هادی علیه السلام) قبل از سن بلوغ مقام امامت عطا شده است و این شاید خود به نوعی ایجاد آمادگی برای پذیرش امامت حضرت مهدی علیه السلام در سن کودکی بود .
در سلسله امامت اولین امامی که در سن کودکی به امامت رسید نهمین پیشوای شیعیان بود و از آنجا که این مسئله در دوران امامت بی سابقه بود، مورد پرسش و شک عده ای قرار گرفت و در این رهگذر با تصریح امام رضاعلیه السلام و بیاناتی از خود آن امام قلب شیعیان آرام گرفت .
«عن معمر بن خلاد قال: سمعت الرضاعلیه السلام وذکر شیئا فقال: ما حاجتکم الی ذلک؟ هذا ابو جعفر قد اجلسته مجلسی وصیرته مکانی وقال: انا اهل بیت یتوارث اصاغرنا عن اکابرنا القذة بالقذة; (7)
معمر بن خلاد گوید: از امام رضاعلیه السلام شنیدم که مطلبی [راجع به امر امامت] بیان کرد و سپس فرمود: شما چه احتیاجی به این موضوع دارید؟ این ابو جعفر است که او را به جای خود نشانیده و قائم مقام خود ساخته ام، و فرمود: ما خاندانی هستیم که خردسالانمان مو به مو از بزرگسالانمان ارث می برند .» این روایت بیانگر این حقیقت است که مقام امامت ربطی به کمی و زیادی سن ندارد .
صفوان بن یحیی گوید: به امام رضاعلیه السلام عرض کردم: پیش از آنکه خدا ابی جعفرعلیه السلام را به شما ببخشد، درباره جانشینتان از شما می پرسیدیم و شما می فرمودید: خدا به من پسری عنایت می کند، اکنون او را به شما عنایت کرد و چشم ما را روشن کرد، اگر خدای ناخواسته برای شما پیش آمدی کند، به که بگرویم؟ حضرت با دست اشاره به ابی جعفرعلیه السلام فرمود که در برابرش ایستاده بود . عرض کردم: قربانت گردم، این پسر سه ساله است! ! فرمود: «وما یضره من ذلک فقد قام عیسی بالحجة وهو ابن ثلاث سنین; (8)
چه مانعی دارد؟ عیسی علیه السلام سه ساله بود که به حجت قیام کرد .» 
همانگونه که خداوند قادر متعال، مقام نبوت را به خردسالی عطا فرمود مقام امامت را نیز می تواند به انسانی با تمام صفات لازم در سن کودکی عطا فرماید .
علی بن اسباط گوید: امام محمد تقی علیه السلام را دیدم که به طرف من می آمد، من نگاهم را به او تیز کردم و به سر و پایش نگاه می کردم تا اندازه و قامتش را برای اهل شهر خود (شیعیان) وصف کنم، در آن میان که من او را ورانداز می کردم، حضرت بنشست و فرمود: «یا علی! ان الله احتج فی الامامة بمثل ما احتج به فی النبوة . فقال: «وآتیناه الحکم صبیا» ، «ولما بلغ اشده » ، «وبلغ اربعین سنة » فقد یجوز ان یؤتی الحکمة وهو صبی ویجوز ان یؤتاها وهو ابن اربعین سنة; (9)
«ای علی! خدا حجت درباره امامت را به مانند حجت درباره نبوت آورده و فرموده است: «حکم نبوت را در کودکی به او دادیم » ، «و چون به رشد، رسید» ، «و به چهل سالگی رسید» ، پس رواست که [به شخصی] در کودکی حکم داده شود (چنانچه به یحیی علیه السلام داده شد) و رواست که در چهل سالگی داده شود (چنانچه به یوسف علیه السلام داده شد).» 
و البته کم نبودند انسانهای وارسته ای که در برابر فرمایش امام علیه السلام سر تعظیم و قبول فرود می آورند و در برابر مشیت الهی با کمال رضایت آن را می پذیرفتند .
محمد بن حسن بن عمار گوید: من دو سال نزد علی بن جعفر بن محمد (عموی امام رضاعلیه السلام) بودم و هر خبری که او از برادرش موسی بن جعفرعلیه السلام شنیده بود می نوشتم . روزی در مدینه خدمتش نشسته بودم، ابو جعفر محمد بن علی الرضاعلیه السلام در مسجد رسول خداصلی الله علیه وآله بر او وارد شد، علی بن جعفر بر جست و بدون کفش و عبا نزد او رفت و دستش را بوسید و احترامش کرد . ابوجعفر به او فرمود: ای عمو! بنشین، خدایت رحمت کند . او گفت: آقای من! چگونه من بنشینم و شما ایستاده باشید؟
چون علی بن جعفر به مسند خود برگشت، اصحابش او را سرزنش کرده و می گفتند: شما عموی پدر او هستید و با او اینگونه رفتار می کنید؟ ! او دست به ریش خود گرفت و گفت: خاموش باشید . اگر خدای عزوجل این ریش سفید را سزاوار [امامت] ندانست و این کودک را سزاوار دانست و به او چنان مقامی داد، من فضیلت او را انکار کنم؟ پناه به خدا از سخن شما، من بنده او هستم . (10) »
شیعه با این ذهنیت که مقام امامت به سن و سال خاصی مربوط نیست درباره امام جواد و امام هادی علیهما السلام چندان تردیدی به خود راه نداد، بویژه که حکام جور زمان هرچه تلاش کردند تا مسئله امامت را با مناظرات ساختگی دانشمندان بزرگ با این امامان خردسال خدشه دار کنند، شکست خوردند . اما این وضع درباره آخرین پیشوای شیعیان به کلی متفاوت شد، چرا که او هم در سن و سالی کمتر از دیگر ائمه به امامت رسید و هم به خاطر مصالحی ولادت آن حضرت نیز مخفیانه صورت پذیرفت و این برخی از شیعیان را دچار برخی تردیدها نمود و کار امام حسن عسکری علیه السلام را مشکل ساخت، اگر چه امامان پیشین تا حدودی زمینه را مساعد کرده و شیعه را برای درک چنان روزی آماده ساخته بودند .
در غیبت نعمانی از امام باقرعلیه السلام نقل شده است که آن حضرت فرمود: «صاحب هذا الامر اصغرنا سنا واخملنا شخصا; (11)
صاحب این امر کم سن و سال ترین و گمنام ترین ماست .» 
اسماعیل بن بزیع گوید: از حضرت ابی جعفرعلیه السلام راجع به امامت پرسیدم و گفتم: آیا ممکن است امام از هفت سال کمتر داشته باشد؟ فرمود: «نعم واقل من خمس سنین; آری، کمتر از پنج سال هم می شود.» (12)
البته معرفی حضرت مهدی علیه السلام با دیگر ائمه این تفاوت را داشت که خواست الهی بر پنهان زیستن حضرت مهدی علیه السلام تعلق گرفته بود; بنابراین تنها افرادی خاص از ولادت آن حضرت خبردار شدند .
ضوء بن علی از مردی از اهل فارس نقل می کند که: به سامرا آمده و ملازم درب خانه امام حسن عسکری علیه السلام شدم . حضرت مرا طلبید، من وارد شدم و سلام کردم، فرمود: برای چه آمده ای؟ عرض کردم: برای اشتیاقی که به خدمت شما داشتم . فرمود: پس دربان ما باش . من همراه خادمان در خانه حضرت بودم . گاهی می رفتم هر چه احتیاج داشتند از بازار می خریدم و زمانی که مردها در خانه بودند، بدون اجازه وارد می شدم . روزی بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود، ناگاه در اتاق حرکت و صدایی شنیدم، سپس با فریاد به من فرمود: بایست، حرکت مکن، من جرات در آمدن و بیرون رفتن نداشتم، سپس کنیزکی که چیز سرپوشیده ای همراه داشت از نزد من گذشت، آنگاه مرا صدا زد که در آی، من وارد شدم و کنیز را هم صدا زد . کنیز نزد حضرت بازگشت، حضرت به کنیز فرمود: روپوش از آنچه همراه داری بردار، کنیز از روی کودکی سفید و نیکو روی پرده برداشت و خود حضرت روی شکم کودک را باز کرد، دیدم موی سبزی که به سیاهی آمیخته نبود از زیر گلویش تا نافش روئیده است، سپس فرمود: این است صاحب شما، و به کنیز امر فرمود که او را ببرد . سپس من آن کودک را ندیدم تا امام حسن علیه السلام وفات کرد . » (13)
عمرو اهوازی نیز گوید: امام حسن امامت در کودکی این حقیقت را روشن می سازد که اعطای مقام امامت بر اساس فضایل ذاتی است و این مربوط به روح متعالی انسانهای خاص است
عسکری علیه السلام آن حضرت را به من نشان داد و فرمود: «هذا صاحبکم;  این صاحب شماست .» (14)
در پایان این سؤال را مطرح می کنیم که علت نصب امامت در کودکی چیست و چرا مقام امامت در همه امامان در سن و سال بلوغ و رشد اعطا نشده است . به نظر می رسد که هر چند مصالح تام همه مقدرات و فرامین الهی بر ما روشن نیست، اما موارد ذیل را می توان به عنوان برخی از دلیلهای احتمالی این امر یادآور شد .

در پایان توجّه چند نكته بایسته است :
T}یك. پیشینه نبوّت و امامت در كودكى‏{T
از نظر قرآن، نبوت و ولایت در كودكى، نه تنها، امرى ناشدنى نیست ؛ بلكه به صراحت از نبوّت حضرت عیسى«ع» و اعطاى حكمت به حضرت یحیى خبر داده است. حتّى این مسئله در جامعه شیعى، امرى عجیب و ناگهانى نبود ؛ بلكه قبل از امام مهدى(عج) نیز امام جواد و امام هادى«ع» به امامت رسیده بودند.
در این رابطه چند آیه و روایت نقل مى‏شود :
A}«آتَیْناهُ الْحُكْمَ صَبِیًّا»{A؛ V}مریم (19)، آیه 12.{V ؛ «اى یحیى! تو كتاب (الهى) را به قوت بگیر و (ما) در همان سن كودكى به او حكم نبوت دادیم».
فخر رازى مى‏گوید : «مراد از حكم در آیه شریفه، همان نبوّت است ؛ زیرا خداوند متعال عقل او را در كودكى محكم كرد و به او وحى فرستاد. چرا كه خداوند متعال حضرت یحیى و عیسى«ع» را در كودكى به پیامبرى برگزید! برخلاف حضرت موسى«ع» و حضرت محمد«ص» كه آنان را در بزرگ سالى به رسالت مبعوث كرد» V}تفسیر فخر رازى، ج 11، ص 192.{V.
T}ب. قرآن در زبان حضرت عیسى«ع»{T - كه در كودكى زبان به سخن گشود و جواب منكران را داد - چنین مى‏فرماید : A}«قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا»{A؛ V}مریم (19)، آیه 30.{V ؛ «(كودك) گفت : من بنده خداوند هستم ؛ (او) به من كتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است».
T}ج. امام على النقى«ع»{T، شش سال و پنج ماه از سنّ شریفش گذشته بود كه پدرش از دنیا رحلت فرمود و امامت به او منتقل شد V}مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 401.{V.
T}د. عبداللَّه بن جعفر {Tمى‏گوید : من و صفوان بن یحیى به خدمت امام رضا«ع» رسیدیم. ابوجعفر«ع» - كه سه سال از عمرش مى‏گذشت - ایستاده بود. عرض كردیم : خدا ما را فداى شما كند! اگر - پناه به خدا - اتفاقى بیفتد، چه كسى بعد از شما (امام‏) خواهد بود؟! آن حضرت به امام جواد، اشاره كرد و فرمود : این فرزندم. عرض كردیم : او با این سن و سال؟! فرمود : آرى، او با همین سن و سال. خداوند تبارك و تعالى با (وجود) عیساى دو ساله احتجاج كرد (و او را به نبوّت برگزید)» V}بحارالانوار، ج 50، ص 35، ح 23.{V.
T}ه. شیخ مفید {Tمى‏نویسد : «جمهور شیعه با مخالفان آنها، بر این امر اتفاق دارند كه رسول خدا«ص»، حضرت على«ع» را دعوت به وزارت، خلافت و وصایت كرد ؛ در حالى كه سن او كم بود ؛ ولى از دیگر كودكان دعوت نكرد» V}فصول المختارة، ص 316.{V.
وى همچنین مى‏نویسد : «پیامبر اكرم«ص» همراه با حسن و حسین - در حالى كه آن دو طفلى بیش نبودند - با نصارا مباهله كرد و قبل از این واقعه، سابقه نداشت كه پیامبر به همراهى اطفال مباهله كرده باشد...» V}همان، ص 316.{V.
 

T}دو. لزوم شایستگى براى امامت‏{T
امامت و ولایت، مقام و منصبى است كه به لیاقت و شایستگى افراد بستگى دارد ؛ نه سن و سال آنان. ولایت و امامت، مقام بزرگى است كه واجد آن مقام، طورى احكام خدایى و علوم نبوّت را تحمّل و ضبط مى‏كند كه خطا، نسیان و عصیان در ساحت وجود مقدّسش راه ندارد و همواره با عوالم غیبى مرتبط بوده، از افاضات و اشراقات الهى، بهره‏مند مى‏گردد. به واسطه علم و عمل، پیشوا امام انسانیّت و نمونه و مظهر دین و حجّت خداوندى است. معلوم است كه هر كس قابلیت و استعداد احراز این مقام شامخ را ندارد ؛ بلكه باید از حیث روحى، در مرتبه اعلاى انسانیّت قرار گرفته، لیاقت ارتباط با عوالم غیبى و دریافت علوم و ضبط آنها را داشته باشد. از حیث تركیبات جسمانى و قواى دماغى نیز در كمال اعتدال باشد تا بتواند حقایق عالم هستى و افاضات غیبى را بدون خطا و اشتباه، به عالم الفاظ و معانى تنزّل دهد و به مردم ابلاغ كند.
پس پیغمبر و امام، از حیث آفرینش ممتازند و به واسطه همین استعداد و امتیاز ذاتى است كه خداى متعال، آنان را به مقام شامخ نبوّت یا امامت انتخاب مى‏كند. این امتیاز، از همان اوان كودكى، در آنان موجود است تا هر زمان كه صلاح بود و شرایط موجود شد و مانعى در كار نبود، آن افراد برجسته، رسماً به مقام و منصب نبوّت و امامت، منصوب و مأمور حفظ و تحمّل احكام شوند. این انتخاب و نصب ظاهرى ؛ همان طور كه مى‏تواند بعد از بلوغ یا در بزرگسالى انجام گیرد، ممكن است در ایام كودكى نیز تحقّق پذیرد V}دادگستر جهان، ص 122 و 123.{V.
بر این اساس امامت و ولایت (و نبوّت)، به سن و سال نیست ؛ بلكه به علم، دانایى، ورع، تقوا و سایر فضایل انسانى و اخلاقى است. حتّى دستگاه خلافت نیز به این حقیقت پى برده بود كه : «امامت زود هنگام»، پدیده‏اى اصیل و الهى است ؛ نه ساختگى و بى‏پشتوانه و عارى از واقعیت.

T}سه. امامت، منصبى الهى‏{T
مسئله امامت و ولایت، امرى شخصى، وراثتى و انتخابى نبوده و در حیطه اختیارات هیچ كس قرار ندارد ؛ بلكه این امر از جانب خدا و بر اساس خواست، اراده و نصب او است.
در واقع امامت براى ائمه اهل بیت«ع»، مركزیت قدرت و نفوذ حكومت - بسان خلفاى اموى و عباسى و فاطمى - نیست تا از پدر به پسر منتقل شود ؛ بلكه بر اساس انتخاب و فرمان الهى است ؛ از این رو امام كه فردى برگزیده از سوى خداى متعال است، در تمام زمینه‏ها، سرآمد و داراى علم و قدرت الهى است. پس اعطاى آن به بزرگسال یا كودك، در دست خدا و به خواست و اراده او است و او بهتر از همه مى‏داند كه امامت و ولایت را در كجا قرار دهد و چه كسى را به این مقام نصب كند A}«اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ»{A؛ V}انعام (6)، آیه 124.{V.
پس امامت حضرت مهدى(عج) نیز خارج از این مدار نبوده و بر اساس تدابیر و سنت‏هاى الهى صورت گرفته است. خداوند متعال - پس از آنكه حضرت ابراهیم«ع» را به امامت برگزید - به او فرمود : A}«وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِى قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»{A؛ V}بقره (2)، آیه 124.{V ؛ «(به یاد آر) هنگامى كه خداوند، ابراهیم را به امورى چند امتحان كرد و او همه را به جاى آورد. خداوند، به او فرمود : من تو را به پیشوایى خلق برگزیدم. ابراهیم پرسید : (آیا) این پیشوایى را به فرزندانم نیز عطا خواهى كرد؟ خداوند فرمود : عهد من (هرگز) به ستمكاران نمى‏ رسد».
در منابع تاریخى آمده است : بنى‏عامر خدمت رسول خدا«ص» رسیدند ؛ حضرت آنان را به سوى خدا دعوت نمود و نبوّت خود را بر آنها عرضه كرد. در این هنگام شخصى از آنان به پیامبر«ص» گفت : اگر ما با تو بر اسلام بیعت كردیم و خداوند تو را بر مخالفان غلبه داد ؛ آیا در خلافت بعد از تو سهمى داریم؟! آن حضرت فرمود : امر خلافت به دست خداوند است ؛ هر كجا كه بخواهد قرار مى‏دهد V}سیره ابن هشام، ح 2، ص 32.{V.

T}چهار. شهادت امامان و ضرورت نصب امام بعدى‏{T
یكى از نكات قابل توجّه درباره زندگى اهل بیت«ع»، فشارها، ظلم‏ها و سختگیرى‏هاى حاكمان جور علیه امامان«ع» است ؛ به طورى كه همه امامان شیعه، به دست ظالمان مقتول یا مسموم مى‏شدند و خطر جانى همیشه ایشان را تهدید مى‏كرد. چه بسا مى‏شد كه امامى به شهادت مى‏رسید، در حالى كه فرزند او در سنین كودكى قرار داشت و به ضرورت، همان كودك به مقام امامت مى‏رسید.
در فرهنگ اسلام، زمین نباید خالى از حجّت بماند و حتماً شخصى به عنوان واسطه فیض الهى و امام امت تعیین گردد ؛ پس شخص بعدى - هر چند در دوران كودكى قرار داشت - به مقام امامت مى‏رسید و خلیفه و حجت الهى بر روى زمین مى ‏گردید. در روایات آمده است : H}«لو بقیت الارضُ بغیر امام لساخت»{H؛ V}كافى، ج 1، ص 179، ح 10.{V ؛ «اگر زمین بدون امام باشد، (به یقین) در هم فرو مى‏ریزد».
بر این اساس وقتى امام مهدى(عج) پنج ساله بود، پدرش امام حسن عسكرى«ع» به شهادت رسید و از آنجایى كه زمین نباید خالى از حجّت مى‏ماند و مردم نیز باید امام و پیشوایى براى خود مى‏داشتند ؛ آن حضرت به امامت رسید و به عنوان آخرین وصّى و حجّت الهى، رهبرى آنان را در دست گرفت.
از طرف دیگر شاید این مسئله (رسیدن به امامت در سن كودكى) براى حفظ جان برخى از امامان، ضرورى بوده و دشمنان به تصوّر كودك بودن آنان، دست از ظلم و جنایت علیه ایشان بردارند. این مسئله در مورد امامان بعد از حضرت رضا«ع» اتفاق افتاد و به رغم كینه و بغض شدید خلفا نسبت به امامان، نتوانستند بعد از شهادت امام قبلى، آسیبى به امام بعدى برسانند و البته شاید دشمنان قدرت امامت را باور نمى‏كردند و آنها را خطرى براى حكومت و سلطه خود نمى‏دانستند. اگرچه جست‏وجوى شدید آنان از حضرت مهدى(عج) نیز، بیشتر ناشى از شنیدن روایات فراوان در مورد آخرین حجت الهى و قیام و انقلاب او علیه ظالمان و ستمگران بوده است و آنان با باور به این پیش گویى‏ها، در صدد چاره‏جویى و نابودى مهدى موعود بودند!! بدین جهت آن حضرت در پنهانى مى‏زیست و دور از چشم این حاكمان جور، هدایت و رهبرى مردم را در دست داشت.

T}امتحان و آزمون مؤمنان‏{T
شاید یكى از دلایل «امامت در كودكى»، آزمون مسلمانان و سنجش میزان اطاعت و حقّ‏پذیرى آنان بوده است. اگر كسى با ماهیت و ژرفاى امامت آشنا باشد و آن را مقامى از جانب خدا بداند ؛ چون و چرایى در سن امامان نخواهد داشت. اتفاقاً این مسئله در مورد امامان بعد از حضرت رضا«ع» - كه همگى در سن كودكى یا جوانى به امامت رسیدند - مصداق داشت و شیعیان كمتر دچار اختلاف، تشتّت، چند دستگى و انكار شدند ؛ در حالى كه قبل از حضرت رضا«ع»، فرقه ‏هاى مختلفى در میان شیعه پدید آمدند كه هر یك به امامت شخصى خاص قائل بودند ؛ البته كم نبودند انسان‏هاى وارسته و مطیعى كه در برابر فرمایش امام، سر تعظیم و قبول فرود مى‏آوردند و در برابر مشیّت الهى با كمال رضایت آن را مى‏پذیرفتند.
محمد بن حسن عمّار گوید :
«من دو سال نزد على بن جعفرمحمد (عموى امام رضا«ع») بودم و خبرى كه او از برادرش موسى بن جعفر«ع» شنیده بود، مى‏نوشتم. روزى در مدینه خدمتش نشسته بودم ؛ ابو جعفر محمد بن على‏الرضا (جواد)، در مسجد رسول خدا بر او وارد شد. على بن جعفر برخاست و بدون كفش و عبا به نزد او رفت و دستش را بوسید و احترامش كرد.
ابو جعفر به او فرمود : اى عمو! بنشین، خدایت رحمت كند. او گفت : آقاى من! چگونه من بنشینم و شما ایستاده باشید؟! چون على بن جعفر به مسند خود برگشت، اصحابش او را سرزنش كرده، گفتند : شما عموى پدر او هستید (چرا) با او این گونه رفتار مى‏كنید؟! او دست به ریش خود گرفت و گفت : خاموش باشید! اگر خداى عزّوجل این ریش سفید را سزاوار (امامت) ندانست و این كودك را شایسته و سزاوار دانست و به او چنان مقامى داد ؛ (آیا) من فضیلت او را انكار كنم؟! پناه به خدا از سخن شما! من بنده (و مطیع) او هستم» V}كافى، ج 2، ص 322، ح 12.{V.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 08:34 ق.ظ
I got this web page from my friend who informed me concerning this web site and
now this time I am visiting this web page and reading very informative
posts at this time.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 05:02 ق.ظ
قلب از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب اصل آیا واقعا حل و فصل خوب با من
پس از برخی از زمان. جایی درون جملات شما
در واقع موفق به من مؤمن اما تنها برای while.
من هنوز مشکل خود را با فراز در مفروضات و
شما خواهد را سادگی به پر همه کسانی معافیت.
اگر شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا بود مجذوب.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:00 ق.ظ
Interesting blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?
A design like yours with a few simple adjustements would
really make my blog stand out. Please let me know where you got your
theme. Many thanks
جمعه 25 فروردین 1396 02:47 ب.ظ
We're a bunch of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your site provided us with helpful info to work on.
You have performed an impressive process and our entire group shall be grateful to you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر