دانایی
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امیر مسعود قضایی
نظرسنجی
لطفا نظر بدهید








برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
قال الله تعالی:

یا بن ادم اذکرونی استجب لکم.

 ای پسر آدم مرا یاد کنید تا برای شما اجابت کنم.

ادعونی بلا غفله استجب لکم بلا مهله.

 مرا بدون غفلت بخوانید تا برایتان بدون مهلت مستجاب کنم.

ادعونی بالقلوب الخالیه استجب لکم بالدرجات العالیه.

 مرا با دلهای خالی از غیر من بخوانید تا برای شما مستجاب کنم با درجات بلند.

ادعونی بالاخلاص والتقوی استجب لکم بالجنه الماوی.

 مرا با اخلاص و پرهیزگاری بخوانید تا برای شما با جنه الماوی استجابت کنم.

ادعونی بالخوف و الرجا اجعل لکم من کل امر فرجا و مخرجا.

 مرا با خوف و امید بخوانید تا قرار دهم برای شما از هر امری فرج و مخرج.

ادعونی بالاسما العلیا استجب لکم ببلوغ المطالب الاسنا.

 مرا با نامهای بلند بخوانید تا استجابت کنم برای شما با رسیدن به مطلبهای بلند.

ادعونی فی دار الخراب و الفنا استجب لکم فی دار الثواب و البقا.

 مرا در خانه ی خراب و فانی(دنیا) بخوانید تا در خانه ی خیر و باقی(آخرت) برای شما استجابت کنم.

یا بن ادم کم تقول الله الله و فی قلبک غیر الله و لسانک یذکر الله و تخاف غیر الله و ترجوا غیر الله.

ای پسر آدم تا چند می گویی خدا خدا در حالیکه در دل تو غیر خدا است و زبان تو یاد می کند خدا را در حالیکه از غیر خدا می ترسی و به غیر خدا امید داری؟!

و لو عرفت الله لما اهمک غیر الله.

 و هرگاه خدا را شناختی نمی باشد غمی تو را از غیر خدا.

و تذنب و لا تستغفر فان الاستغفار مع الاصرار توبه الکاذبین و ما ربک بظلام للعبید.

و گناه می کنی و استغفار نمی کنی پس بدرستیکه استغفار با اصرار در گناه توبه ی دروغگویان است و پروردگارت برای بندگان ظلم کننده نیست





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




"هو" کوتاهترین نام یا ضمیر اسم خداوند است که اشاره به خداوند جل جلاله دارد. در کتب عرفانی همواره آن را به عنوان نام خداوند متعال به کار می برند. برخی از محققان مانند شیخ محمد بن سعید الهروی در کتاب بحرالغرائب مینویسد که علما کلمه "هو" را اسم اعظم میدانند و مقدم اسماء است.    

مدتها پیش در کتاب " التوحید " اثر شیخ صدوق(ره) باب تفسیر "قُل هُوَ اللهُ أحد" خواندم که حضرت خضر(ع) ذکر " یَا هُو یَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُو " را در خواب به مولا علی(ع) آموختند. و اینکه:

"هو" نامی است کنایی که اشاره به غایب دارد. "هاء" توجه دادن به معنای ثابت است و "واو" اشاره به غایب از حواس است، همان گونه که واژه "هذا" اشاره به حاضر در نزد حواس است و به همین خاطر کافران با حرف اشاره به شاهد درک شدنی، به خدایانشان آگاهی می دادند و می گفتند: این ها که حس شدنی و قابل درک با دیده ها هستند، خدایان ما هستند، ای محمد! تو هم به خدایت که به آن فرا میخوانی اشاره کن تا او را ببینیم، درک کنیم و درباره او به حیرت نیفتیم. خداوند تبارک و تعالی "قُل هُوَ اللهُ أحد" را فرو فرستاد. بنابراین "هاء" ثابت نمودن ثابت است و "واو" اشاره به پوشیده از درک دیده ها و لمس حواس است و این که او برتر از آن است که دیده و حس شود بلکه او درک دهنده به دیده ها و ایجاد کننده حواس است.

                                               





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پس از رحلت پیامبر(ص)، مصیبت های گوناگونی قلب حضرت زهرا(س) را می فشرد و زندگی را برای او تلخ و غیر قابل تحمّل می ساخت؛ از یک سو فقدان پیامبر(ص) برای او که به پدر گرامی خویش عشق می ورزید و هرگز تحمّل فراق و دوری او را نداشت بسیار دردناک بود، و از سوی دیگر رفتار توطئه گران در غصب خلافت امیرالمومنین(ع)، روح و جسم مطهّر زهرا(س) را آزرده ساخت.

زهرا(س) پس از پیامبر(ص) همواره گریان و اندوهگین بود و گاه به زیارت قبر پدر می رفت و بسیار می گریست، و گاه به مقابر شهدا می رفت و زاری می کرد، و در خانه نیز جز گریه و عزاداری کار دیگری نداشت، و چون گریه و زاری آن گرامی مورد اعتراض مردم مدینه قرار گرفت، امیرمومنان(ع) برای او در گورستان بقیع کلبه ای بنا کرد که "بیت الاحزان" نامیده شد، و زهرا(س) هر بامداد حسنین(ع) را برمیداشت و به آنجا می رفت و در میان قبرها تا شبانگاه می گریست، و چون شب فرا می رسید امیرمومنان(ع) می رفت و او را به خانه می آورد، تا آنگاه که بیمار شد و به بستر افتاد.

شدّت اندوه زهرا(س) در فراق پیامبر(ص) و آزردگی او چنان بود که هر چیزی که نشانی از پیامبر داشت او را گریان می ساخت و بی طاقت می کرد:

"بلال" موذّن پیامبر(ص) تصمیم گرفته بود پس از آن بزرگوار برای دیگران اذان نگوید. یک روز زهرا(س) فرمود دوست دارم صدای موذّن پدرم را بشنوم. این خبر به بلال رسید و به احترام زهرا(س) به اذان گفتن ایستاد؛ وقتی بانگ بلال به " الله اکبر ، الله اکبر " برخاست زهرا(س) نتوانست جلوی گریه ی خود را بگیرد؛ و چون بلال به " اشهد ان محمدا رسول الله " رسید، زهرا(س) فریادی کشید و بیهوش شد.

مردم به بلال گفتند: " دست نگه دار که دختر پیامبر(ص) از دنیا رفت. " و گمان کردند که آن گرامی فوت کرده است.

بلال اذان را قطع کرد و آن را ناتمام گذاشت. وقتی زهرا(س) به هوش آمد از بلال خواست اذان را تمام کند، ولی او نپذیرفت و عرض کرد: " ای سیّده ی بانوان! من از این که بانگ اذان مرا بشنوی بر جان شما بیمناکم. "

سرانجام اندوه طاقت فرسای زهرا(س) و صدماتی که بر آن گرامی وارد آوردند، او را از پای در آورد و رنجور و بیمار و بستری ساخت. و بالاخره در اثر همان صدمات در سیزدهم جمادی الاولی و یا سوّم جمادی الثانی سال یازدهم هجری - یعنی: هفتاد و پنج یا نود و پنج روز پس از رحلت رسول اکرم(ص) - از دنیا رفت و با شهادت خود قلب های شیعیان خود را برای همیشه اندوهناک کرد.

 

                                    

                                       ایّام غمبار شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




                        
                http://s5.picofile.com/file/8129008250/%DA%86%D9%87_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1_%D9%85%D9%86_%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%87_1.png

 

درقدیم، ساختمان مسجد مقدّس جمکران در شهر مذهبی قم آنقدر وسعت نداشت که جمعیت بسیاری در آن جمع شود. راه ماشینی خوبی هم نداشت که مردم به سهولت بتوانند به آنجا بروند؛ لذا مسجد مقدّس جمکران تنها برای چند نفر عاشق پرحرارت آن حضرت باقی می ماند که آنها به هر قیمتی بود شب های جمعه خود را به آنجا می رساندند؛ ولی بقیه شب ها مسجد خالی بود که طبعاً درش را خادم مسجد می بست و می رفت. پیرزن باصفایی که شاید مکرّر خدمت حضرت ولی عصر(عج) در خواب و بیداری رسیده بود، پس از آنکه مسجد مقدّس جمکران را توسعه داده بودند، شب جمعه ای به مسجد مقدّس جمکران می رود و صدها بلکه هزاران نفر را می بیند که در مسجد و اتاق ها و حتی در فضای باز اطراف مسجد برای عبادت و توسّل به آن حضرت جمع شده اند و همه نسبت به آن حضرت عرض ارادت می کنند.خودش می گفت: من وقتی این جمعیت را دیدم و با جمعیت قبل از توسعه مسجد مقایسه کردم خیلی خوشحال شدم که بحمدالله مردم اطراف مولایم حجّه بن الحسن(ع) جمع شده اند و به آن حضرت اظهار علاقه می کنند، با این خوشحالی وارد مسجد شدم و اعمال مسجد را انجام دادم و سپس زیارت آل یاسین را خواندم و مقداری با زبان خودم با آن حضرت حرف زدم، ضمناً به آن وجود مقدّس عرض کردم: آقا! خیلی خوشحالم که مردم به شما علاقه پیدا کرده اند و شب ها جمعیت بسیاری در مسجد جمع می شوند و به شما اظهار علاقه می کنند.

سپس از مسجد بیرون آمدم و از غذای مختصری که در مسجد به همه می دادند خوردم و به یکی از حجره های مسجد – که قبلاً برای استراحتم آماده کرده بودم – رفتم و خوابیدم. در عالم خواب یا در عالم معنی دیدم حضرت بقیه الله(عج) به مسجد مقدّس جمکران تشریف آورده اند و میان مردم راه می روند؛ ولی کسی به آن حضرت توجّهی نمی کند. من به حضرت سلام کردم، آقا با کمال ملاطفت جواب دادند. کلماتم را که در بیداری خدمتشان عرض کرده بودم تکرار کردم و گفتم: آقا جان، قربان خاک پای شما گردم! خوشحالم که بحمدالله مردم به شما علاقه و محبّت بسیاری پیدا کرده اند. آن حضرت آهی کشیدند و فرمودند: همه ی اینها برای من به اینجا نیامده اند. بیا با هم برویم از آن ها سوال کنیم که چرا به اینجا آمده اند.

گفتم: قربان تان گردم! در خدمت تان هستم. در همان عالم در خدمت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه به میان جمعیت آمدیم، آن حضرت از یک یک مردم سوال می کرد: شما چرا اینجا آمده اید؟

یکی می گفت: آقا! مریضی دارم که دکترها جوابش کرده اند. دیگری می گفت: مستأجرم، خانه می خواهم. سوّمی گفت: مقروضم، فشار طلبکار مرا به در خانه شما دوانده است. چهارمی از شوهرش می نالید و پنجمی از دست زنش شکایت داشت و بالاخره هر یک حاجتی داشتند که در واقع برای برآورده شدن نیاز خودشان به اینجا آمده بودند.

حضرت فرمودند: فلانی! دیدی این ها برای من به اینجا نیامده اند؛ این ها تازه افراد خوب این جمعیت هستند که به من اعتقاد دارند و حاجت شان را از من می خواهند و مرا واسطه ی فیض می دانند و اگر از این ها بگذریم جمع بسیاری هستند که تنها برای تفریح به اینجا آمده اند، حتی بعضی از این ها به وجود من یقین ندارند. سپس در همان حال دیدم که یک نفر در قسمتی از مسجد نشسته که او برای آقا ولی عصر(عج) آمده است. حضرت فرمودند: بیا تا احوال او را هم بپرسیم.

در خدمت آقا در همان عالم خواب نزد سید معمّمی – که فکر می کنم از علما بود – رفتیم، او زانوهایش را در بغل گرفته بود و در گوشه ای نشسته بود و تا چشمش به آقا افتاد از جا پرید و به دست و پای آقا افتاد و گفت: پدر و مادرم و جانم به قربان تان! کجا بودید که در انتظارتان نزدیک بود قالب تهی کنم. حضرت دست او را گرفتند و او به دست آن حضرت بوسه می زد و گریه می کرد. آقا از او سوال کردند: چرا اینجا آمده اید؟ او چیزی نگفت و بر شدّت گریه اش افزود، حضرت دوباره سوال کردند: چرا اینجا آمده اید؟ او چیزی نگفت و بر شدت گریه اش افزود. حضرت دوباره سوال را تکرار کردند و او گفت: آقا! من کی غیر وصل شما را خواسته ام؟ من شما را می خواهم، بهشتم شمایید، دنیا و آخرتم شمایید، من یک لحظه ی ملاقات شما را به ما سوی الله نمی دهم.

جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم

                                         این متاعی است که هر بی سر و پایی دارد

آقا رو به من کردند و فرمودند: مثل این شخص که فقط برای من به اینجا آمده باشد چند نفری بیشتر نیستند که آن ها به مقصد می رسند.

       
                   http://s5.picofile.com/file/8129008292/%DA%86%D9%87_%DA%A9%D8%B3%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1_%D9%85%D9%86_%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%87_2_png.jpg





برچسب ها: اباصالح المهدی(عج)، مسجد جمکران، بازیگر، عکس، ایرانی، آرایش، لباس،  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





http://www.upload7.ir/images/81435245173080687145.jpg


زَعفر جنّی در بئرالعلم بساط نشاط و شادی گسترانیده و مجلس عیش و عروسی برای خود فراهم آورده بود. سلاطین جن و پری را دعوت کرد. ناگاه از زیر تخت خود صدای گریه ی بلند دو نفر جن را شنید که بسیار حزین و سوزناک گریه می کردند. زعفر گفت: چه وقت گریه است؟ در هنگام خوشحالی من شما گریه می کنید؟! ...



ادامه مطلب




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 28 بهمن 1393 :: نویسنده : امیر مسعود قضایی
http://s5.picofile.com/file/8127149426/%DA%AF%D9%84_%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3.jpg


در حدود دویست، سیصد سال پیش جمعی از صلحا در نجف اشرف مجتمع بودند. از آدم های بسیار خوب و مقدّس. روزی با خودشان نشستند و گفتند: چرا امام نمی آید؟ در صورتی که ما بیش از سیصد و سیزده نفر که او لازم دارد هستیم. به این فکر افتادند که سرّ تأخیر در ظهور را به دست آورند. تصمیمشان بر این شد که از بین خودشان یک نفر را که به تأیید همه، خوب ترینشان هست، انتخاب کنند و او را بفرستند در مسجد کوفه یا سهله تا اعتکاف کند و از خود امام بخواهد که سرّ تأخیر در ظهور را بیان بفرماید. ...

ادامه مطلب




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





http://s5.picofile.com/file/8127149618/%DB%8C%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%A8.jpg


یکی از علمای بزرگ در خواب حبیب بن مظاهر را دید؛ طبق مفاد آیه شریفه " و هم فی الغرفات آمنون "، آنان در بهترین جای بهشت آسوده اند و به مصداق آیه " یطوف علیهم ولدان مخلدون "، و بر گرد آنان پسرانی جاودانی می گردند. به حبیب بن مظاهر عرض کرد: چگونه شکر این نعمت را به جای می آوری که در جوانی همراه پیامبر(ص) بودی و در پیری در رکاب فرزند امیرالمومنین(ع) به شهادت رسیدی! چنین سعادتی برای هیچ کس نبوده، آیا هیچ آرزویی داری؟ جواب شنید که فقط یک آرزو دارم که ای کاش بار دیگر به دنیا برمی گشتم و در سلک عزاداران امام حسین(ع) قرار می گرفتم؛ زیرا که از پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمودند: هر کس در مجلس مصیبت فرزندم حسین(ع) حاضر شود و از روی معرفت، قطرات اشک از دیدگانش جاری شود، خداوند ثواب صد شهید را به او عطا می فرماید و درجاتش را در بهشت بالا می برد.

اگر چه من در رکاب آن حضرت شهید شدم، اما ثواب یک شهید را بیشتر ندارم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





http://s5.picofile.com/file/8128529792/Hosain.jpg


از آیت الله سیّد عبدالهادی شیرازی نقل شده است که فرمود:

 شبی صحرای قیامت را خواب دیدم...

ادامه مطلب




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 28 بهمن 1393 :: نویسنده : امیر مسعود قضایی
http://s5.picofile.com/file/8128531650/%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%D9%85_%D8%B9%D8%AC%D9%84_%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%DA%A9_%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B1%D8%AC.jpg

مطلب زیر از کتاب " آشتی با امام عصر(عج) " - اثر دکتر علی هراتیان – هست که خیلی زیباست. مطالعه ی این مطلب و این کتاب زیبا رو به تو دوست عزیزم توصیه می کنم و برای نویسنده ی این کتاب آرزوی سلامتی و سعادت و عنایات ویژه ی امام زمان(عج) رو دارم.


ادامه مطلب





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 28 بهمن 1393 :: نویسنده : امیر مسعود قضایی


http://s5.picofile.com/file/8143370726/%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%88%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87.jpg


کتاب " دفتر خاطرات قنبر " نوشتۀ محمّدرضا انصاری کتاب بسیار زیبایی است که خاطراتی را از زبان قنبر - غلام مولا علی(ع) - در وصف آقایمان مولا علی(ع) بیان میکند. این مطلب هم از این کتاب گرفته شده:


آن روز سر و صدای زیادی بود. هر کس سؤالی می پرسید و پاسخی از مولایم امیرالمؤمنین(ع) می شنید. من نیز منتظر بودم که اگر دستوری به من داد برای اجرای آن برخیزم.

از بین جمعیّت شخصی برخاست و گفت: ...

ادامه مطلب




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




http://s5.picofile.com/file/8148965276/dragon.jpg

 

برای بررسی تأثیر انیمیشن ها بر رفتار کودکان به برخی از استراتژی های اصلی کمپانی های انیمیشن سازی در تولیداتشان اشاره می شود:

جابه جایی مفهوم زشتی و زیبایی مسئله ای است که هدف بسیاری از انیمیشن ها شده است. سازندگان سعی دارند که زشتی را جایگزین زیبایی کنند. امروزه اغلب انیمیشن ها ...



ادامه مطلب





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 28 بهمن 1393 :: نویسنده : امیر مسعود قضایی


http://s5.picofile.com/file/8156502126/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%A8%D8%A7%D8%B4.JPG


کتاب " دفتر خاطرات قنبر " نوشتۀ محمّدرضا انصاری کتاب بسیار زیبایی است که خاطراتی را از زبان قنبر - غلام مولا علی(ع)  در وصف آقایمان مولا علی(ع) بیان میکند. این مطلب هم از این کتاب گرفته شده:

رهنمود های اخلاقی مولایم همیشه در ذهنم می درخشد. از روزی سخن می گویم که شخصی به من دشنام می داد و من نیز خواستم با عصبانیت با او برخورد کنم؛ امّا امیرالمؤمنین(ع) مرا دید و فرمود:...




ادامه مطلب




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





http://s4.picofile.com/file/8166719242/%DA%86%D9%86%D8%AF_%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D8%B2_%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA.jpg

*   برای دوری از ریا؛ " لا حول و لا قوّة الّا بالله العلی العظیم " را زیاد بگویید.

 

*   برای درمان عصبانیت؛ صلوات زیاد بفرستید.


*    برای تمرکز فکر؛ " لا اله الّا الله " زیاد بگویید.

 

*    اگر می خواهید در کارتان گره نیفتد و مؤفق شوید تا می توانید استغفار کنید.


(اگر اثر نکرد، جوابگویش من هستم)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





http://s4.picofile.com/file/8170926634/1.jpg


ما به دنیا آمدیم، امّا دنیا به ما نیامد!

ما را برای ابدیّت است که آفریده اند،

پس آن گونه بیندیشیم که ابدیّتی در پیش است؛

آری! ما نه برای خدا شدن، برای خدایی شدن بود

که بود شدیم

و راه خدایی شدن در

" عبودیّت و شناخت وظیفه و عمل به آن " است!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 25 بهمن 1393 :: نویسنده : امیر مسعود قضایی

دامهای شیطان رجیم

شیطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است،

و قبل از اینکه از بهشت رانده شود خدا را بسیار عبادت میکرد

به همین دلیل خود راعزازیل (عزیز کرده خدا) نامید. امام علی (ع)فرمودند :

شیطان هفتاد هزار سال خدا را عبادت کرد و فقط یک نماز دو رکعتی

او چهار هزار سال طول کشید . وقتی خدا انسان را از خاک آفرید

و روح در آن دمید به تمام ملائکه دستور داد که به آدم سجده کنند و

همه سجده کردند بجز ابلیس . شیطان به خدا گفت : من هفتاد هزار سال

تو را عبادت کردم و خودت فرمودی هر کس مرا عبادت کند عبادتش را

بی نتیجه نمی گذارم و عوضش را به او می دهم . خداوند فرمود : هر چه

در دنیا بخواهی به تو عطا می کنم. شیطان گفت  اول اینکه اجازه دهی

که تا قیامت زنده بمانم . خداوند فرمود : تو را تا آن روز مهلت می دهم .

دوم اینکه در مقابل هر یک از فرزندان آدم دو فرزند به من عطا کنی

تا برای هر یک از اولاد آدم دو فرزند را مسلط کنم تا آنها را به گمراهی بکشانند .

خداوند باز هم قبول کرد . سوم اینکه از تو می خواهم مرا در بدن اولاد آدم

همچون خون جریان دهی که از هر جای بدن بتوانم او را به معصیت بکشانم .

چهارم اینکه می خواهم اولاد آدم ما را نبینند ولی ما آنها را ببینیم

پنجم اینکه می خواهم به من قدرتی دهی که به هر شکلی که می خواهیم

درآیم و هر جا که می خواهم بروم . ششم اینکه می خواهم تا دم مرگ

پیش اولاد آدم باشم یعنی وقتی حضرت ملک الموت برای قبض روح

به سراغ انسان می آید شیطان هم حاضر می شود ،و انسای را وسوسه می کند .

امام محمد باقر (ع)فرمودند : هنگامی که انسان در حال جان کندن است

خیلی تشنه می شود، و در آن هنگام شیطان با یک لیوان آب می آید و می گوید :

اگر بر من سجده کنی و کافر شوی این آب را به تو می دهم . وقتی نا امید می شود

آب را می ریزد و می گوید: من از تو بیزارم و می رود . هفتم اینکه از تو می خواهم

که مرا بر سینه اولاد آدم مسلط کنی تا او را وسوسه کنم . خداوند در پایان می فرماید :

تمام خواسته هایت را برآورده می کنم ولی هر کس پیرو تو باشد او را به

جهنم می فرستم . بعد شیطان می گوید:ای خدا به عزت وجلالت قسم که

همه انسانها را گمراه می کنم مگر عده معدودی که بنده خاص تو هستند .

سپس گفت حالا که مرا بیرون می کنی جایی برای زندگی کردنم معین کن .

خداوند فرمود : تو را در حمام ها و هر کجا که محل رفت و آمد مردم

است قرار دادم . شیطان گفت : غذای من چه باشد . خداوند فرمود :

سر هر سفره ای که نام من (بسم الله الرحمن الرحیم) برده نشود بنشین

و با آنها که همچو حیوان گرسنه اند غذا بخور . امام محمد باقر (ع) در این باره

می فرمایند : اگر اول غذا یادتان رفت بسم الله بگویید آخر غذا بگویید تا شیطان

هر چه خورده برگرداند . بعد شیطان گفت که من احتیاج به آب دارم ،

خداوند فرمود آب تو شراب و هر چیز مست کننده باشد. بعد گفت برای

من کتابی قرار بده . خداوند فرمود : کتاب تو وَشم (خالکوبی ها و کتابهای

سحر و جادو) است. اولین کسی که سحر و جادو را به انسان آموخت

شیطان بود . بعد شیطان گفت : برای من حدیثی قرار بده .  خداوند فرمود :

حدیث تو دروغ است . بعد گفت برای من دام و وسیله شکار قرار بده .

خداوند فرمود : زنان را وسیله صید و به دام انداختن مردم قرار دادم .

روزی حضرت محمد (ص) شیطان را در مسجد الحرام دید . پیش

او رفت و به او گفت : ای ملعون چرا ناراحتی ، شیطان گفت از دست

تو و امت تو ناراحتم . حضرت فرموداند : چرا از من ناراحتی ؟

شیطان گفت : چون که این همه تلاش می کنم که مردم را گمراه کنم

ولی تو در قیامت آنها را شفاعت می کنی و تمام زحمات مرا به هدر می دهی ،

به همین خاطر با تو دشمنم . حضرت فرمودند : از امتم چرا ناراحتی ؟

شیطان گفت : امت تو خصوصیاتی دارند که امت های دیگر ندارند .

اول اینکه وقتی به هم می رسند سلام می کنند که سلام اسم خداست

و من از این اسم می ترسم . دوم اینکه وقتی همدیگر را می بینند

به یکدیگر دست می دهند و تا دستهایشان از هم در نیامده گناهانشان

بخشیده می شود . سوم اینکه وقتی می خواهند غذا بخورند بسم الله می گویند

و من دیگر نمی توانم غذا بخورم و گرسنه می مانم . چهارم اینکه

بعد از خوردن غذا الحمدالله میگویند . پنجم اینکه وقتی اسم تو می آید بلند بلند

صلوات ختم می کنند و آنقدر ثواب آن زیاد است که من فرار می کنم .

ششم اینکه وقتی می خواهند کاری کنند ان شاءالله می گویند و من دیگر

نمی توانم در آن کار دخالت کنم و آنها را به هم زنم . هفتم آنکه صدقه

می دهند، و وقتی که صدقه    می دهند ،هم گناهانشان آمرزیده می شود و

هم هفتاد نوع بلا را از خود دور می کنند . به همین دلیل  نبی اکرم (ص) فرمودند :

وقتی انسان دستش را در جیبش می کند تا صدقه بدهد، هفتاد شیطان

دست او را می گیرند تا او را منصرف کنند . هشتم اینکه آنها قرآن می خوانند

و در خانه ای که قرآن خوانده شود دیگر جایی برای من نمی ماند چون در آن

خانه ملائک رفت و آمد می کنند . نهم آنکه مرا زیاد لعنت  می کنند و با هر

لعنت یک زخم بر بدنم می افتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم

آن زخم ها خوب نمی شوند . دهم اینکه وقتی عطسه می کنند الحمد الله

می گویند، (حضرت فرمودند : عطسه از طرف خداوند و خمیازه از طرف

شیطان است، و وقتی عطسه می کنید  الحمد الله بگویید ) .

یازدهم اینکه وقتی گناه می کنند سریع توبه می کنند و زحمات مرا به

هدر می دهند . وقتی انسان نماز میخواند شیطان از او دور می شود .

اگر سجده نماز طولانی باشد شیطان از روی ناراحتی فریاد می کشد .

حضرت امام صادق (ع) فرمودند : هر کس نماز نخواند از شیطان

پست تر است، چون شیطان یک خطا کرد و آن هم اینکه بر آدم سجده

نکرد ولی انسان اگر نماز نخواند بر خدا سجده نمی کند . حضرت محمد (ص)

فرمودند : مجوز عبور از پل صراط نماز است و فرمودند : اگر نماز موءمن

قبول شود بقیه اعمال او نیز پذیرفته می شود . در نماز ها نماز صبح خیلی

سفارش شده است، و دلیل آن این است که در هنگام شب، فرشتگانِ شب

پیش انسان هستند و اعمال شب را می نویسند، و هنگامی که اذان صبح

را می دهند، فرشتگانِ شب می روند و جای خود را به فرشتگان روز می دهند،

پس اگر نماز صبح را بخوانیم در دو پرونده ثبت می شود . آخرین عمل

که همین نماز صبح است را فرشتگان می نویسند، و اولین چیزی که

در پرونده صبح ثبت می شود، همان نماز صبح است . همچنین از

حضرت امام صادق (ع) منقول است که از صفات مومن این است که

بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند بگوید، و هر کس بعد از تکبیر نماز

قبل از شروع سوره حمد  اعوذ بالله من الشیطان الرجیم را بگوید، به اندازه

هر مویی که در بدن اوست هزار حسنه برای او می نویسند .

حضرت محمد (ص) فرمودند : هر کس بعد از نماز

تسبیحات حضرت زهرا (س) را بگوید، به خصوص اگر با انگشتان

بشمارد همان دست هایش او را در قیامت شفاعت می کنند .

** و مِن اللهِ توفیق **





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic